ناصر الدين شاه قاجار
63
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
همه پيدا بودند . مسجد ، بازارها ، چشمانداز بسيار بسيار خوب داشت . اما از دست مردم و عرضهچى و گدا نمىشد ايستاد . مردم را مىزدند . مىدواندند . از بالاى شهر سرابى است كه خيلى دور است . به قدر دو فرسنگ بالاتر از شهر است ، كه آن آب به شهر و باغات و . . . مىآيد هفت هشت سنگ الان آب مىآمد متفرق ، نهر ، نهر كه به قسمتهاى خود مىرفت و همه باغات است . از سراب الى شهر باغات زياد دارد . درّههاى وسيع خوب باصفا ، خوشمنظر ، قدرى ايستاده ، معير هم بود . صحبت كرديم . قلعه حاجى كريم در جلو بود . گفتم رفتند اينجا ناهار انداختند . رفتم ، ده كثيفى هم دم قلعهء حاجى كريم بود . آب زيادى هم مثل شتر گلو از نهرى ( كوهى كه شهر كرمانشاهان در دامنه اوست . مشهور است به كوه سفيد كه زنجيره آن مىگويند الى فارس مىرود ) « 1 » [ 307 ] كه از دم قلعه حاجى كريم مىرفت ، مىجوشيد . آب زيادى بود پياده شده رفتم توى عمارت . اين قلعهء حاجى كريم مشهور است ، در كرمانشاهان . خراب شده بود . عماد الدوله از تازه ساخته است . مال ديوان است . دو دست عمارت است . عمارت اول حوض وسط دارد . يورت زيادى داشت . اما خراب شده است تعمير كلى لازم دارد . عماراتش هم وضع عجيبى است . از اينجا مىرود به حياط باغچه و آنجا سه طرف عمارت دارد حوض در وسط ، درخت و ميوه گل و . . . طرف شمالش باز است و چشمانداز بسيار خوبى به باغات و دره و قدرى از شهر و سر قبر آقا و . . . و . . . دارد . سكوى ساخته ، پيش برده بودند . كه از آن سكو همهجا پيدا بود . قدرى آنجا نشسته ، دوربين انداختم . سر راه مردم و زوار كه از سر قبر آقا مىگذرد ، پيدا بود . اهل اردو ، حرم و . . . از آن راه مىروند . زن و مرد زيادى به تماشا آمده بودند . بعد ناهار خورده عرفانچى و . . . پيشخدمتها بودند ميرزا يحيى خان امروز زمين خورده بود اما عيبى نداشت . بعد آمده سوار شديم از راهى كه از كوچه باغ و دره و . . . مىگذشت رفتيم بسر راه افتاديم . اسبابهاى زيادى توى اين باغات ساخته بودند . برجهاى آجرى محكم بلند داشت . خلاصه توى كالسكه نشسته رانديم . يك فرسنگى كه رانديم ، هر ده ماهور تمام شد . به ابتداى جلگه ماهىدشت رسيديم . راه كالسكه طرف دست راست افتاد ، جاده « 2 » متعارف دست چپ ماند . امّا الى
--> ( 1 ) . سطور بين پرانتز در فاصله بين سطرها در متن اصلى نوشته شده است . ( 2 ) . اصل : جعده